چشمان شاهد

آشنایی با یک هنرمند

اشاره: چندی پیش دوست نا آشنایی -تا آن وقت و برای من- بنام مرتضی شاهد از کابل چند تا عکس به همسفر ایمیل کرده بود و زیرش خیلی خودمانی نوشته بود:"تقدیم به بچه های همسفر". عکسها نشان میداد که مرتضی در کارش وارد است. از او خواستیم که  خود را و کارهایش را برای ما و خوانندگان همسفر معرفی کند. با تشکر از شاهد عزیز و همکاری شان با همسفر، با او آشنا می شویم، البته از قول خودش.

نامم مرتضی و تخلصم شاهد است. متولد اصفهان ایران هستم و تا 16 سالگی ایران زندگی کردم. الان باشنده کابل، دشت برچی مقدس هستم. 21 سال، سن دارم  و تحصیلاتم  تا صنف دوازده می رسد.

تصویربرداری حرفه ای را در کانون برنامه سازان جوان در صدا و سیما ایران شروع کردم. یک سال در وزارت دفاع افغانستان به عنوان ضابط (کامپیوتر کار) تعیین بست سربازان و خورد ضابطان، یک سال به عنوان تصویربردار برنامه های زنده و تولیدی در تلویزیون تمدن (اقای محسنی) در کابل و 6 ماه به عنوان کارگردان مستند در تلویزیون نگاه (کریم خلیلی) کار کردم. با پرودکشن های دلتا، خط  و هنرهفتم هم همکاری داشتم.

الان هم در مؤسیسه فرهنگی-هنری "نما فیلم" کار میکنم. حدود 5 تا فلم مستند ساختم با همکاری دوست عزیزم آقای خالق ناصری و حدود 20 تا فیلم کوتاه، بلند و مستند را هم تصویربرداری کردم. یکی از فیلم های جالبی که ساختم بنام "کلالان"  است که در مورد منطقه ای  به نام  کلالان در ولسوالی استالف (شمالی) می باشد که بیشتر مردم  آن از زن و مرد و دختر و کودک  با زحمت فراوان  کاسه، کوزه و ..سفالی می ساختند. البته استالف یکی از ولسوالی های معروف و زیبای کابل است و حتی بازدید کننده های خارجی زیادی دارد.

مستند داستانی دیگری که ساختم در مورد بایسکل بود، که بیانگر زحمت و کار یک بایسکل در طول یک روز بود، یعنی از شب که زیر باران خیس میشود  تا اینکه آخر یک شب  پنچر به خانه میرسه. فیلم میگوید  صاحب بایسکل به بایسکل اعتنایی نمی کنه و بار زیادی روی آن حمل می کند، همه کار ازش می کشد اما ازآن خوب نگهداری نمی کند.

مستند ناراحت کننده ای که من تصویربردارش بودم، مستندی به نام «شکوه های سرزمین من» می باشد به کارگردانی آقای زکی زاده که در زمان جنگ میان مردم ده نشین بهسود و کوچی ها ضبط شده بود، که این فیلم بیانگر خشونت های کوچی ها، به غارت بردن اموال مردم هزاره، آتش زدن مسجد و حتی کتاب های قرآن، متروکه بودن تمام ساحات ده نشین، آمدن فرانسوی های نظامی به بهسود که تا حال سابقه نداشت، اتش زدن خانه های مردم هزاره جلوی چشمان ما، اردوی ملی ونیروهای فرانسوی،  آوارگی بیش از بیست هزار نفر از مردم منطقه و کشتن بی رحمانه ی مردم ده نشین سر خانه هایشان، کمک نکردن دولت و نیروهای نظامی شان و اردوی فرانسه به مردم ده نشین و دوباره دامن زدن تعصبات قومی در افغانستان، در نظر نگرفتن قرارداد های بین کوچی های طالب و مردم ده نشین از طرف دولت و.....

یک فیلم مستند دیگری هم روی دست دارم بنام بیگانگان که در مورد یک فامیل فرانسوی می باشد که با تمام فامیل خود با این همه مشکلات در کابل زندگی می کنند و بچه هایشان در مکاتب درس می خوانند و از زندگی در افغانستان با این همه بی امنیتی و مشکلات فراوان لذت می برند و اصلا خودشان را در افغانستان بیگانه تصور نمی کنند و جالب این است که هر روز به تعداد این خانواده ها در کابل افزوده می شود. در همین همسایگی دفتر ما هم مکتب شان هست که تعدادی زیادی افراد مسلح از آن نگهبانی می کنند.

عاشق موسیقی هستم، بیشتر گیتار را دوست دارم، گه گاهی هم آوازخوانی می کنم. گیتار زدن را به سیستم پاپ از استادم آقای علی ماهان یاد گرفتم. یک آهنگ ساختم به نام یا علی که از تلویزیون تمدن دو سال پیاپی چندین بار در ماه رمضان و شب های قدر پخش شد. شعرش از آقای کاظمی بود، آهنگ و کمپوزش از استاد بصیر حسینی  و با همکاری استادان عزیزم استاد عباس واستاد ذبیح الله ساختیمش.

یک آهنگ  دیگری هم روی دست دارم بنام «وطن زنده باد» که یک موزیک قوی و پر انرژی هست که شعرش از یکی از شعرای خوب ما عبدالشکور نظری می باشد و کمپوزش هم از خودم  که انشاالله برای سال جدید خواهم ساخت.  شاید کار آهنگش را به گروه آرین که در شهر نو فعالیت دارد بسپارم.

چند وقت می شود  که با یک ماهنامه چاپی همکار شده ام، از آقای امین حلیمی، مدیر این مجله خیلی متشکرم که مرا به عنوان یک همکار پذیرفتند. به امید موفقیت برای همه همکاران ماهنامه همسفر در کانادا. موفق وپیروز و سبز باشید.