پررویی "همسقر" و کرنش زرنگار

سید موسی عثمان

از قدیم گفته اند. {:}

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند

داد و فریاد براری که مسلمانی نیست

"همسقر" در یک سر مقاله٬ کشور افغانستان را فاقد تاریخ٬ ملت و فرهنگ خوانده و ناجوانمردانه نوشته است:" کدام ملت٬ کدام تاریخ و کدام فرهنگ؟" گویا این کشور نه پیشینه ای داشته٬ نه هویت تاریخی٬ نه مردمی و نه فرهنگی! از کسانی که از نان و نمک بیگانه بزرگ شده و سالهای رشد را در آخور دستگاههای جهل و خرافه پراکنی سپری کرده اند٬ چنین توهین و تحقیر نسبت به کشور تاریخی و ملت با شهامت ما دور از انتظار نیست. اما وقتی کسی این عمل ابلهانه و خاینانه را مورد انتقاد قرار داد٬ "همسقران" در زرنگار داد و فریاد سردادند که ای مردم ما را توهین کردند٬ فحش گفتند٬ تهمت بستند و از دایره ای فرهنگ و اخلاق خارج شدند!

از قدیم گفته اند که: بگیرش که نگیرندت. عجب چشم و رویی٬ عجب فرهنگی و عجب اخلاقی. به یک کشور و یک ملت اهانت کن و خم بر ابرو نیاور اما اگر کسی گفت که چرا چنین میکنی٬ آنگاه باید فریاد مظلویت سر داده و ادای فرهنگ  و اخلاق در بیاری و چنان خاکبادی راه اندازی که حتی زرنگاریان از ترس وحشت ناگزیر شوند برایت کرنش کنند و از تقصیرات ناداشته عفو و بخشش بخواهند.

میگویند:در زمانهای پیشین٬ ملایی در کنج مسجدی چوچه طالبی را ... میکرد. اتفاقاْ مردی وارد مسجد گردیدو منظره را بچشم سر مشاهده کرد و از فرط حیرت و خشم لاحول گفته و ناخوداگاه تفی انداخت. ولی ملا با دیدن او و واکنشش٬ فوراْ بند تنبان خود را بسته و خطاب به مرد با خشم فریاد زد: ای ملعون! چگونه در خانه ی خدا تف میاندازی؟ تو مرتکب گناه کبیره شدی و باید توبه کنی!!

این حکایت به ما میآموزاند که امروزه چنین عناصری خود را در لباس "فرهنگ و اخلاق" پیچانیده و مفاهیم پاکیزه را ملعبه ی خود ساخته اند. بد فرهنگ ترین آدمها از فرهنگ دم میزنند و ریاکارترین افراد به دفاع از اخلاق بر میخیزند آنهم برای اینکه دیگران آن {را} رعایت کنند نه خودشان. در چنین جوی٬ هر انسان آگاه که تن به ترس و زبونی نداده باشد چی میتواند بکند؟ به نظر ما باید بپا خاست و هر چشم سفید و بی حیا را٬ هر گندی پیچیده در لباس دیانت و مذهب٬ هر استفراغی جاری شده از منابع خرافه پروری منطق٬ هر قارچ سمی روییده در قلمرو مطبوعات و رسانه های دیگر و هر خود فروشی را که روی نکبت خود را در سرخی و سفیده ی فرهنگ پوشانیده است افشا‌‌‌ء و بی نقاب ساخت. باید ماهیت واقعی مزدوران دستگاههای خرپروری و هر جیره خوار درگاه سالوس و ریا را از پرده بیرون انداخت.

اگر چنین نکنیم٬ اگر به جبن و بزدلی و سازشکاری با کثافات فایق نیاییم نه تنها سرنوشت امروز ما بدتر از دیروز خواهد بود بلکه نسل جوان و آیندگان ما نیز این فرهنگ تزویز و سازش و بزدلی و برده منشی اخلاقی را از ما به ارث خواهند برد. اگر چنین نکنیم موریانه های دروغ و نیرنگ و دغلبازی و حرص و طمع و دون همتی٬ روح و روان ما را از درون تهی و ریشه ی شرف و وجدان انسانی ما را قطع خواهد کرد. آنگاه زمانی فرا خواهد رسید که در مواجه با جانوران دیگر از شناخت خود عاجز آییم! بینام نخستین نشریه ی واقعاْ آزاد٬ نا ترس و کوبنده و افشاگریست که درفش خم ناشدنی بر ضد بی وجدانی٬ پلشتی٬ بیشرمی٬ دروغ و تقلب را بر افراشته است. تا قلم های ما را نشکستانده و زبانهای ما را نبریده اند٬ این درفش را بر افراشته نگه خواهیم داشت و هرگز چون ماهی مرده با جریان آب شنا نخواهیم کرد.  *

* منبع: ماهنامه طنزی و انتقادی بینام، شماره ۲۵ - اگست ۲۰۰۸