adalat
بگذاريد عدالت پيروز شود
قانونِ «احوال شخصيه اهلِ تشيع»، امروز سخن هرمجلس، نقل هر محفل و موضوعِ هرگرد همايي است. ازمطبوعات تا انجوها، ازدولت تا جامعة مدني، از عالم تا عامي و بالاخره از وزيرِ عدليه «سروردانش» تا فردِ هيچکاره و همهکارة چون آيت الله محسني، همه امروزه درگيراين قانون هستند. اين قانون را صالح و طالح متاعِ خويش كرده اند و دانا و نادان در باره آن اظهارنظر ميكنند.
جاهلان با تعصب، سياستمداران بامصلحت، واپسگرايان با سختگيری، عالمان باعلم و عامه مردم با «عدالت» با اين قانون برخورد ميکنند. بسیاریها (مانند روشنفکرکهای بیاصل و نسب و بیخط و اصول) میخواهند که از این قانون موردی براي پناهندگي و رفتن به خارج درست كنند. برخي (مانند سياف وساير اخوانيها) ميخواهند كه اين قانون اصلاً نباشد. و عدهاي نيز جدل بر سر اين قانون را بستر كار و تلاش روشنفكرانه خودتلقي ميكنند. براي آدم حاشيهاي مثل من كه ناگزير از حاشيه به غوغا و هياهويِ اين آشفتهبازر مينگرم، مجالي براي اظهار نظر وجود ندارد و طبعا كاري جز رصدكردن واكنشها و موضع گيريها نميتواند، دراين جنجال رسانهاي و حقوقي و سياسی، نكته قابل تأملي وجود دارد. اما پيش از آن ببينيم كه كيها چيها گفته اند:
1- آيت الله محسني تاكنون تنهاكسي است كه ازاين قانون استقبال كرده و اصلاحات و بهبوديهاي اندکي را كه درخصوص حق حضانت و سن ازدواج به وجود آمده بود، محكوم نموده است؛
2- همفكران وهمراهان آيت الله محسني از عالمي بلخي و عبدالعليمحمدی گرفته تا صديقهبلخي، هيچكس مانند شخصِ آيت الله از قانون دفاع نكرده است. آقاي محمدي با استفاده از تكنيك فراربه جلو خواستاربازنگري اين قانون شد. وعالمي هم دردفاعيههاي خود، وجود موارد جنجال برانگيز را انكاركرد؛
3- رييس جمهوركرزي شايعه مشهوري را كه او همه چيزرا ناخوانده امضا مي كند، به حقيقت مبدل كرد ونخستين واكنش او اين بود كه «من اين قانون را ناخواند ه امضا كردهام»؛
4- اما جالب تر ازهمه واكنش «وزيرعدليه» است؛ مردي كه نه انگ ناداني براو ميچسپد و نه متهم كردن او به خيانت و معامله كار آساني است. او معترف است كه اين قانون نقص دارد و در عينِ حال از رسانهها، از اشخاص، از همه ميخواهد كه تا اطلاع ثانوي اين قانون را بپذيرد وقبول نموده و دست از جنجال مطبوعاتي بكشد و بر دولت فشار وارد نكند. او ميگويد ما بايد نگاه استراتيژيك داشته باشيم. اما اينكه خروج زنان ازمنزل به منظورِ مقاصد مشروع چطوراستراتيژيهايِ او را برهم ميزند، خود يك معما است؛
5- ذبيح الله مجاهد سخنگوي طالبان هم از قانون احوال شخصيه اهلِ تشيع دفاع كرد و گفت «امارت اسلامي اين قانون را تطبيق خواهد كرد»؛
6- شكريهباركزي نيز از اين قانون دفاع كرد وجنجالها را سياسي خواند؛
7- باراك حسين اوباما هم ضمن احترام به فرهنگهاي محلي، اين قانون را مشمئز كننده خواند.
اين پرسش اما همچنان باقي است که به راستي كدام يك ازموضع گيريها از سر دلواپسي به سرنوشت زنان اهل تشيع بر خاسته است؟ كدام يك از اين موضع گيريها از درد دين برخاسته است و دغدغههايِ ديندارانه دارد؟ كدام موضع، موضع حقوقِ بشري است؟ آنچه كه در پس اين جنجال و هياهو و موضعگيريها و اظهارنظرها وجود دارد چيست؟
اگردو سه سال پيش ميبود، من مي گفتم: «شد پريشان خوابِ من از كثرت تعبيرها». اما، در اين مدتي كه درافغانستان هستم، خوب ميدانم كه تمام اين سخنها از يك دهن برآمده است: «هيولايِ مقتدر، سرد و هولناكي در پشتِ صحنه نشسته است که بر همه فرمان ميراند. همه همچون عروسکِ کوکي و کوتوله سخن او راباز ميگويند. و همه خادم و خدمتگزار اویند. اين هيولا با استفاده از غوغا و غفلت اهالي شهر كه به تماشاي بازيِ بازيپيشگان قدكوتاه سرگرم اند، آرام و بيصدا، اما شتابان و خروشناك همه چيز راـ حتي روح آدمها را در درون كالبد شانـ فرو ميبلعد. کيست اين هيولاي سرد و مقتدر که روشنفکر و غيرِ روشنفکر، رهبر ان و پيروان، وزير و نمايندگانِ پارلمان و آيت الله و غيرِ آيتالله همه و همه را بلعيده است؟ پاسخ روشن، «قدرت». همه سخنگوي قدرتاند، اما يكی چون آيتالله محسني «خواستِ قدرت» را به رداي دين ميپيچد، ديگري به قباي دموكراسي ميآويزد و سومي آن را با بستهبندي شيك حقوق بشری عرضه ميكند. اما من اينك به جاي آن لنگه شعرقديمي ميگويم:
به هررنگي كه خواهي جامه ميپـــوش
من از طــــرزخــــــــرامت مي شـناسـم
بگذاريد آرزو كنيم كه در اين جنجال عدالت پيروز شود. عدالت فضليتِ اول است؛ فضيلتي که در نبودِ آن بنيادِ اخلاق، حقوق، انسانيت، دين و سياست برباد است و جامعه خرابآبادِ ستم. اگرعدالت را داشتيم، همه چيزرا داريم. اما، اگربه نامِ دين، شريعت، فقه، دموكراسي، اکثریت، اقلیت، حقوق بشر و..... عدالت را كنارز ديم، ديگر هيچ چيزي نخواهيم داشت. گرچه با بنيانگذاران «سرزمين آزادگان»، فاصلهی بسيارداريم و قياسِ ما با آنها مع الفارق است، اما با اين حال خوب است كه دعاي آنها را تكرار كنيم:
«خدايا ما را مومنترين وآزادترين مردم جهان قرار بده».
آمين!

